مسیر طالقانی: نیویورک در وسط تهران

مسیر طالقانی، نیویورک در وسط تهران

⏰ بهترین زمان بازدید: صبح اگر سبک معماری و شکل خیابون‌های نیویورک رو دیده باشید، بی‌شک خیابون آیت‌الله طالقانی با ساختمون‌های بلند و نماهای فلزی شما رو یاد نیویورک می‌اندازه، اما این فقط یک تشابه تصادفی نیست! در دهه‌ی۴۰ که تهران رو‌ به‌ رشد و توسعه‌ی شهری بود، سه نفر از فعالین اقتصادی و بازرگانان نوگرای تهران به نام‌های قاسم لاجوردی و محمود و احمد خیامی، پیشنهاد میدن تا خیابون تخت‌جمشید که مراکز مهمی مثل وزارت نفت و سفارت آمریکا رو در خودش جا داده، تبدیل به یک خیابون تجاری بشه که نمونه‌ش در نیویورک به اسم «وال‌استریت» وجود داره. به‌مرور پای آدم‌های بزرگی به این خیابون باز می‌شه و زمین‌های این خیابون به شرکت‌های صنعتی‌و‌تجاری داخلی‌و‌خارجی فروخته می‌شه تا با وجود چند سازمان دولتی مهم، به یک وال‌استریت واقعی تبدیل بشه. با اینکه امروز تعداد کمی از اون شرکت‌ها در این خیابون به کار خودشون مشغولن و خیلی‌هاشون خالی از سکنه و مخروبه شدن، اما هنوز حس آمریکایی بودنش رو داره و با کمی دقت می‌شه آثار و نشونه‌های همون دوران رو دید. قراره با هم در وال‌استریت قدم بزنیم و به داستانش پی ببریم.

  • محدوده مسیر: طالقانی
  • زمان لازم برای بازدید: ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
  • حس و حال: عکاسی
  • بهترین زمان بازدید: صبح
  • حداقل بودجه: حضور رایگان
  • مراقب ماشین و موتور‌های در تردد باش. | دوربین ببر.
  • بی‌آرتی؛ پایانه ۱ ایستگاه میدان انقلاب اسلامی

خیابون خوش آب‌وهوای قدس رو از انقلاب بالا میایم و از سرِ غربی خیابون طالقانی مسیرمون رو شروع می‌کنیم.


ایستگاه اول: دیوارنگاره‌ی شاهنامه

دیوارنگاره‌ی شاهنامه
دیوارنگاره‌ی شاهنامه

درست نبش خیابون طالقانی، یه دیوارنگاره‌ای با طرحی از جنگ رستم و دیو سپید شاهنامه وجود داره. این سبک و موضوع از دیوارنگاری جدید نیست و در قسمت‌های دیگه شهر، مخصوصا توی ایام نوروز به چشم می‌خورن. اگرچه دیوارنگاره‌ها جذابیت خودشون رو دارن اما چیزهای خیلی جذاب‌تری انتطارمون رو می‌کشه!

در حالی که بناهای تک‌وتوکی با نقش و طرح‌های عجیب توجه‌مون رو جلب می‌کنه و از دیدنشون کیف می‌کنیم، به سمت تقاطع وصال و بعد از اون سینما عصرجدید حرکت می‌کنیم.


ایستگاه دوم: سینما عصر جدید

سینما عصر جدید
سینما عصر جدید

سینما عصر جدید، با اسم «تخت جمشید» در سال ۱۳۲۱ ساخته شد. سال‌های اول، این سینما رو نیروهای نظامی شوروری جهت پخش فیلم‌های خاص، برای سربازان و افسران روس اجاره کردن. سینما تخت‌جمشید سال۵۷ برای بازسازی، تخریب و قرار شد فعالیت خودش رو با اسم عصر جدید دوباره شروع کنه. مرغ کنتاکی کنار سینما هم، یکی از شعبه‌های اصل KFC بوده.

مسیر رو به سمت شرق ادامه می‌دیم، از خیابون خوش‌آب‌وهوای نادری می‌گذریم تا به «خانه وارطان»، با معماری خاصش برسیم. قراره در کافه‌ی خانه‌ی وارطان یه صبحونه درست حسابی بزنیم.


ایستگاه سوم: کافه کتاب وارطان

کافه کتاب وارطان
کافه کتاب وارطان

خانه وارطان سال ۲۵ به سفارش یکی از تاجران اون زمان و توسط وارطان هوانسیان، یکی از معماران معروف و صاحب‌سبک ساخته شده. این خونه‌ی منحصربفرد الان تبدیل شده به یه مجموعه‌ی فرهنگی، یه کافه‌کتاب در حیاط، یه گالری، یه گلخونه و یه شهرکتاب نُقلی. اینجا تا مرز تخریب پیش رفت اما شرکت عمران و بهسازی اون رو حفظ و مرمت کرد.

بعد از نفس تازه کردنی در خانه وارطان، به میدون فلسطین می‌رسیم که به‌خاطر خونه‌باغ «خانواده فرمانفرمائیان» که درست در کنار خانه وارطان و بر میدون قرار داشته، به «کاخ» شناخته می‌شده.


ایستگاه چهارم: میدان فلسطین

میدان فلسطین
میدان فلسطین

«خونه‌ی فرمانفرمائیان‌ها» باغی بزرگ بود که تا بر میدون ادامه داشت. عمارتی به بزرگی یه کاخ هم در وسطش داشته و به خاطر همین به این میدون «کاخ» می‌گفتن. البته این خونه تنها بنای این محله اعیون‌نشین نبوده، بلکه بالا و پایین این میدون پر بود از خونه‌های افراد رده‌بالا و مشهور. خونه‌های آجری با بالکن‌های دلباز رو به خیابون.

چند قدمی که از میدون فلسطین بگذریم و در امتداد خیابون طالقانی جلو بریم، دست راست سینما فلسطین رو می‌بینیم.


ایستگاه پنجم: سینما فلسطین

سینما فلسطین
سینما فلسطین

سینما فلسطین که اسم قدیمیش «گلدن سیتی» بوده، درست زمانی که تخت‌جمشید داشته اوج می‌گرفته، یعنی در سال ۴۳ و ۴۴ ساخته شده. معمار گلدن سیتی آقای «اوژن آفتاندلیانس» استاد سابق دانشگاه تهران بوده. سینما برای برو بیای آدم‌های اون دوره می‌تونسته یه مقصد خوب باشه. همونطور که الان هست!

جلوتر به چهارراه ولیعصر می‌رسیم. دو دست خیابون ولیعصر، نقره‌ و‌ طلافروشی مظفریان قرار داره که سابقه ۳۰۰ساله‌ در تجارت طلا و جواهر دارن. از ولیعصر می‌گذریم و مسیر رو ادامه می‌دیم.


ایستگاه ششم: تماشاخانه طهران (سینما قیام)

تماشاخانه طهران (سینما قیام)
تماشاخانه طهران (سینما قیام)

روبروی طلافروشی مظفریان، در ضلع شمالی خیابون، ساختمون قدیمی و از رمق افتاده‌ای با نمای سیمانی وجود داره، به اسم سینما قیام. اسم قبلی این سینما، «سینه‌موند» بوده و دیوار‌به‌دیوار برادرش سینما «پارامونت» ساخته شده. در دهه‌ی۵۰ پارامونت در آتش می‌سوزه و سینه‌موند به سینما قیام و بعد به تماشاخانه طهران تغییر اسم می‌ده.

بعد از سینما پارامونت، در همون ضلع شمالی خیابون، دیوار‌ به‌ دیوار سازمان پر رفت‌وآمد بورس‌کالا، به ساختمون قدیمی شرکت زیمنس می‌رسیم که سابقه‌ی تاریخیش به دهه ۴۰ شمسی بر می‌گرده.


ایستگاه هفتم: ساختمان زیمنس

ساختمان زیمنس
ساختمان زیمنس

ساختمون زیمنس با معماری ساده، براق و لوگوی سبزرنگ SIEMENS حالا به یکی از نمادهای قدیمی این خیابون شده. ساختمون این شرکت آلمانی، یکی از اولین بناهایی بود که در راستای وال‌استریت شدن تخت‌جمشید ساخته‌ شد. می‌تونید جلوی ساختمان زیمنس چک‌این کنید، چندتا عکس خوب ازش بگیرید و به مسیر ادامه بدید.

کمی جلوتر، روبروی هتل پارسیان‌انقلاب یا همون «رویال گاردن»، ساختمون بانک تجارت، نبش بن‌بست بازرگان جا خوش کرده که منشا برو بیا و رونق این خیابون بود.


ایستگاه هشتم: بانک تجارت شعبه قدس

بانک تجارت شعبه قدس
بانک تجارت شعبه قدس

برادران خیامی و قاسم لاجوردی که پیشنهاد وال‌استریت شدن تخت‌جمشید رو داده بودن، چند تکه زمین در این خیابون می‌خرن و سال ۴۳ در زمین سر بن‌بست، اتاق صنایع و معادن ایران رو می‌سازن. مرکزیت این ساختمون بود که شرکت‌ها رو مجاب کرد تا شعبه‌ای تو این خیابون بزنن. اینجا بعدا به بانک ایران-ژاپن فروخته شد و بعد بانک تجارت مالکش شد.

ادامه می‌دیم و ۱۰۰قدمی بر می‌داریم تا به ساختمون تاریخی وزارت نفت برسیم. به پشت سر که نگاه کنیم، ساختمون‌های قدیمی و جدیدی رو می‌بینیم که ردیف شدن و یه «کادر وال‌استریتی» رو ساختن.


ایستگاه نهم: ساختمان وزارت نفت

ساختمان وزارت نفت
ساختمان وزارت نفت

ساختمون وزارت نفت، اولین ساختمون بلند این خیابونه که ساختش سال ۳۳ شروع شد و ۱۰ سال طول کشید. عبدالعزیز فرمانفرمائیان، معمار معروف این بنا، طراحی استادیوم آزادی، فرودگاه مهرآباد، موزه فرش، برج سامان و ونک پارک رو هم بر عهده داشته. ساختمون تاریخی وزارت نفت با ساختمون مدرن کناریش، یعنی وزارت کشاورزی تضاد جالبی رو ساخته.

به پل حافظ می‌رسیم. یکی از پل‌های سه‌گانه حافظ که بلژیکی‌ها اوایل دهه ۵۰ ساختن و جز پل‌های تمام فلزی تهرانه. ساختمون‌های یک‌دست که تا نجات‌الهی ادامه دارن هم حسابی خودنمایی می‌کنن


ایستگاه دهم: آتلیه‌ی هوشنگ سیحون

آتلیه‌ی هوشنگ سیحون
آتلیه‌ی هوشنگ سیحون

ترکیب بناهای قدیمی و ساختمون‌های نما فلزی، داره تاریخ این خیابون رو به رخ ما می‌کشه. جنوب غربی تقاطع نجات‌الهی، بنای متروک سفیدی که نماش رو سوراخ‌های یکسان پوشونده، به چشم میاد. اینجا آتلیه معماری هوشنگ سیحون، پدر معماری مدرن ایرانه که یکی از شاگرداش طراحی کرده. مهندس سیحون معمار کارهایی مثل آرامگاه خیام و بوعلی بوده.

لازمه برای تجدید انرژی چیزی بر بدن بزنید! کافیه خیابون نجات‌الهی رو ۵۰ قدم به سمت بالا برید. بوی شیرینی به مشامتون می‌خوره؟ اگر آره پس درست اومدید.


ایستگاه یازدهم: شیرینی‌فروشی دانمارکی | ویلا

شیرینی‌فروشی دانمارکی | ویلا
شیرینی‌فروشی دانمارکی | ویلا

در قسمت شمال غرب چهارراه، برج مرکزی بانک تجارت با شیشه‌های آبی‌رنگش خودنمایی می‌کنه؛ درست در مجاورش، هتل هویزه با سنگِ نمای سفیدش مشخصه. کمی بالاتر به شیرینی فروشی دانمارکی می‌رسید که از سال ۳۹ اینجا جا خوش کرده. یکی از معروف‌ترین شیرینی‌فروشی‌های تهران که شیرینی‌های دانمارکی کرم‌دارش زبون‌زد خاص و عامه.

تا به مسیر اصلی بر‌گردیم، بد نیست بدونید در زمان رونق تخت‌جمشید، اینجا توریست و تاجر خارجی زیادی رفت‌وآمد داشتن. واسه همینه که اینجا به بورس صنایع‌دستی ایرانی تبدیل شده.


ایستگاه دوازدهم: ساختمان ایران واشکودا

ساختمان ایران واشکودا
ساختمان ایران واشکودا

رازآلودترین نقطه‌ی چهارراه، دفتر مرکزی «ایران واشکودا» خودروساز چِکیه که کنار هتل هویزه‌‌ست. این ساختمون از اولین دفاتر تجاری این خیابون بود که الان به انبار ماشین‌های آنتیک تبدیل شده. کسی اجازه ورود به این جعبه‌ی جواهر رو نداره اما اگر خوش‌شانس باشید، شاید زمانی به اینجا برسید که ماشین‌ها رو برای تمیزکاری بیرون آوردن.

اون دست خیابون، از راسته‌ی دیوارنگاره‌ی مغول‌ها، راهمون رو به سمت چهارراه قرنی ادامه می‌دیم و حواسمون به اطراف هست، چون آثار اون زمان رو می‌شه روی در و دیوار و سردرها پیدا کرد.


ایستگاه سیزدهم: هتل اطلس

هتل اطلس
هتل اطلس

نرسیده به چهارراه قرنی که به «فیشر آباد» شناخته می‌شد، در ضلع شمالی خیابون، هتل اطلس قرار داره که سنگ‌نمای سفیدش حالا پشت نمای خاکستریش پنهان شده. «آتلانتیک» یا اطلس همون هتلیه که مرگ پر رمز و راز غلامرضا تختی در اتاق شماره ۲۳ اون، اتفاق افتاد.


ایستگاه چهاردهم: چهارراه قرنی

چهارراه قرنی
چهارراه قرنی

در زمان ناصرالدین‌شاه، چندین باغ قجری در تهران ساخته می‌شه. همینجایی که داریم راه می‌ریم یکی از باغ‌های قجری شمال تهران و متعلق به پسر ناصرالدین‌شاه کامران میرزا بوده. باغی که باغبانی اتریشی در اون به پرورش گل‌های کمیاب و میوه مشغول بوده. این شد که از قدیم این باغ به «فیشرآباد» مشهور شد و این اسم روی این منطقه موند.

بعد از گذر از تقاطع فیشرآباد، به چهارراه کوچیک ایرانشهر می‌رسیم. در شمال غربی چهارراه، بنای کهنه و آجر سه سانتی «ساختمون سمعی بصری اصل چهار تِرومن» به چشم می‌خوره.


ایستگاه پانزدهم: محله ایرانشهر

محله ایرانشهر
محله ایرانشهر

این ساختمون در اوایل دهه ۳۰ به دستور «هری ترومن» رئیس جمهور سابق آمریکا برای تحقیقات توسعه‌ای در مورد وضعیت بهداشتی ایران ساخته شد. «اصل چهار ترومن» به این اشاره داره که کشورهای درحال توسعه، با امکانات علمی و صنعتی که آمریکا در اختیارشون قرار می‌ده، می‌تونن به بهبود و رشد خودشون کمک کنن و به یک «آرمانشهر» تبدیل بشن.

در ادامه به چهارراه موسوی می‌رسیم. چهارراهی که هر چهار گوشه‌ش منحصربفرده و از همه مهم‌تر، جاییه که مغز تجارت بین‌المللیه ایران در اونجاست: پنجمین و آخرین اتاق بازرگانی تهران.


ایستگاه شانزدهم: چهارراه موسوی

چهارراه موسوی
چهارراه موسوی

در یک گوشه‌ی تقاطع موسوی، ساختمون شیشه‌ای شعبه مرکزی بانک ملت و روبروش مرکز امور حقوق بین المللی قد علم کردن. اون یکی گوشه، موزه‌ی شهدا با معماری خاصش قرار داره و در گوشه‌ی شمال شرقی، ساختمون‌های اتاق بازرگانی دیده می‌شن؛ یکی قدیمی و یکی جدید. ساختمون قدیمی‌تر، در سال ۴۶ از سر بن‌بست بازرگان به این جا منتقل شد.

اگر اتاق بازرگانی مغز وال‌استریت تهران بوده، سفارت سابق آمریکا قلب این خیابون به حساب میومده. اما این داستان روبروی سفارته که شنیدنیه و البته نمی‌شه توی این مسیر به همه‌ش پرداخت.


ایستگاه هفدهم: سفارت سابق آمریکا

سفارت سابق آمریکا
سفارت سابق آمریکا

هتل صحرا، پاتوق بیزینسمن‌ها و سیاستمدارها بود که الان نماش تغییر کرده. سومین گالری مظفریان‌ها کنار صحراست. کمی اون‌ طرف‌تر ساختمون ۹طبقه‌‌ایه که قرار بوده دفتر نمایندگی شرکت‌های معروف بشه. صنایع دستی خورشید خانم اولین سوغاتی‌فروش این خیابون بود. عکاسی گیتی هم با شماره ۳۵۹ مشخصه که تو زمان خودش دوربین‌های مجهزی داشته.

از داستان‌های روبروی سفارت که بگذریم، به تقاطع خیابون مفتح یا همون رُزولت سابق می‌رسیم تا بعد مسیرمون رو به سمت بالا تغییر بدیم و کمی هم در دل محله قدم بزنیم.


ایستگاه هجدهم: چهارراه مفتح

چهارراه مفتح
چهارراه مفتح

جنوب شرقی تقاطع یه سوژه عکاسی نیویورکی هست. توی کادر چندتا بنای مهم هست: می‌شه کلیسای ارتدکس یونانی که از معماری اصیل یونان بهره می‌بره رو دید و از همه مهمتر، برج غول‌آسا و ۱۱۵متری «سپهر» بانک صادرات توی چشم می‌زنه؛ ساختنش در اوایل سال ۵۷ شروع شد و متعلق به یکی از میلیونرهای معروف تهران بود. سپهر ششمین برج بلند ایرانه.

مفتح رو به سمت بالا حرکت می‌کنیم تا به کوچه‌ی عطارد برسیم. از سر کوچه‌ی عطارد ناقوس کلیسای نیکلای مقدس مشخصه. کلیسایی که خود روس‌ها ساختن.


ایستگاه نوزدهم: کلیسای نیکلای مقدس

کلیسای نیکلای مقدس
کلیسای نیکلای مقدس

مهاجران روس که سال ۱۳۲۰ به علت ترس از استالین به ایران پناه آورده بودن، کلیسای نیکلای مقدس رو بنا می‌کنن. این کلیسا توسط مارکوف، معمار مشهور روس طراحی می‌شه. دیوار به دیوار کلیسا، اولین خانه‌ی سالمندان ایران وجود داره که برای نگهداری از مهاجران روس که تنها بودن و اقوامی نداشتن، دایر شد.

توی سکوت کوچه پیش می‌ریم و به خیابون باریک «ملک الشعرای بهار» می‌رسیم. کمی خیابون رو به بالا حرکت می‌کنیم تا به بن‌بست گوهر برسیم و بریم داخل.


ایستگاه بیستم: خانه‌ی ملک‌الشعرای بهار

خانه‌ی ملک‌الشعرای بهار
خانه‌ی ملک‌الشعرای بهار

خونه‌های مسکونی اطراف تخت‌جمشید محل زندگی نظامی‌ها، سیاستمدارها و افراد معروف اون زمان بوده. یکی از اون افراد، محمد تقی بهار، شاعر، روزنامه‌نگار و سیاستمدار معاصر ایرانی بوده. علت نامگذاری این خیابون و کلا محله، به افتخار و احترام به استاد بهار بوده که در انتهای بن‌بست گوهر زندگی می‌کرده. خانه‌ی شماره‌ی ۴!

از بن‌بست گوهر بیرون میایم و خیابون ملک‌الشعرای بهار رو تا انتها طی می‌کنیم؛ چون که انتهای خیابون، باغ امجدالسلطنه منتظرمونه!


ایستگاه بیست و یکم: ورزشگاه شهید شیرودی

ورزشگاه شهید شیرودی
ورزشگاه شهید شیرودی

در سال ۱۳۰۶ زمانی که تیم فوتبال تهران با نتیجه ۵ بر ۲ به تیم انگلیسی‌ها پیروز شد، رضاشاه دستور داد تا زمین فوتبالی در «باغ‌های امجدالسطنه» برای این تیم درست بشه. بعد از احداث زمین، به مرور فضای اطرافش به ورزش‌های دیگه اختصاص پیدا کرد تا جایی که سال ۱۳۱۶ مجموعه ورزشی امجدیه تاسیس شد و سردر اصلیش رو «مارکوف» ساخت.

خیابون ورزنده رو به سمت شرق پیش برید. سر کوچه باغ سلماسی، کافه‌ امجدیه قرار داره.


ایستگاه بیست و دوم: کافه امجدیه

کافه امجدیه
کافه امجدیه

بعد از طی کردن این مسیر ۳ کیلومتری، حالا وقتشه توی کافه‌ی کلاسیک امجدیه استراحت کنیم و یه وعده غذای درست و حسابی بخوریم. تا لحظه‌های گشت‌وگذار توی وال‌استریت هنوز براتون تازه‌ست، توی گوگل دنبال عکس‌های قدیمی خیابون تخت‌جمشید بگردید و با عکس‌هایی که خودتون گرفتید، تطبیق بدید تا از تغییرات شگفت‌زده بشید.👣

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.